عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

84

منازل السائرين ( فارسى )

نمىباشد . تلمسانى مىفرمايد : « حزن ناشى از فقدان است ، ولى خاص ه اهل يافتن هستند . و ناگزير براى آنها اندوهى از براى چيزى نمىباشد » . اندوهى كه خواجه به درستى اهل خاصه را از آن مبرا مىداند ، همان‌طوركه تلمسانى نيز به آن اشاره نموده است ، اندوه ناشى از فقدان چيزى است و اين بزرگواران به درجه‌اى رسيده‌اند كه تمام وجود خود را در خدا قرار داده‌اند ، لذا جايى براى حزن و اندوه ندارند . خداوند در مدح آنان مىفرمايد : أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ « 1 » آگاه باشيد كه براى دوستان خدا ترس و اندوهى نمىباشد . و نيز آنها را با چنين عباراتى مخاطب مىسازد : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي و ادخلي جنتي « 2 » اى نفس به اطمينان رسيده به سوى پروردگارت مراجعت نما در حالى كه تو از او خشنودى و او از تو راضى است پس در عبادت من وارد شو به بهشت من داخل گرد . اما بايد اين نكته را خاطر نشان كرد كه اندوه ناشى از نقصان معرفت خدا و ضعف در عبوديت ، اندوهى است كه هرگز از وجود سالك بر طرف نمىشود و آن اندوه عين شادى است . خواجه مىفرمايد : لكن الدرجة الثالثة من الحزن التحزن للعارضات دون الخواطر . اما درجهء سوم از حزن ، اندوه ناشى از معارضات است ، غير از معارضهء ناشى از خواطر . تلمسانى مىفرمايد : « معارضات ، يعنى معارضات به واسطهء آنچه از تجليات قصد مىشود يا به دست مىآيد ، در توضيح اين مطلب بايد گفت : مسلما كسى كه برايش از عالم جمال تجليى صورت پذيرفته و به اين دليل دچار بسط گرديده ، پس چنين شخصى هنگامى كه تجلى عالم جمال برايش پايان پذيرد ، دچار تعرض مىگردد و قبض وجودش را فرا مىگيرد و در تحت تسلط انقباض محصور مىگردد . ضرورتا به واسطه از دست رفتن تجلى عالم جمال دچار حزن مىشود .

--> ( 1 ) . يونس / 62 . ( 2 ) . فجر / 27 - 30 .